ترجمه انگلیسی نامه خطاب به فعالین کارگری و اجتماعی در ایران
Campaign in support of, and for the protection of Afghan immigrants residing in Iran
Deportation of millions of our fellow citizens, Afghan immigrants residing in Iran, has once again come up on the agenda of the Islamic Republic. After years of living and working in Iran, under harshest and least rights, Afghan immigrants are now facing the threat of deportation. The security forces have been organised to arrest and deport them with no rights or compensation what-so-ever. They are sacked from work and deported to Afghanistan along with the rest of their family members. Most unacceptable and demeaning of it all, is that deportations are carried out under the banner of jobs for Iranian workers.
Authorities are closing down those schools which Afghan immigrants have established with their own finances, in order to forcefully separate the children from their environment and deport them.
We are all well aware of the working and living conditions of Afghans residing in Iran. For years, the rights and respect of this section of our citizens have been most inhumanely trampled upon. They are not recognised as citizens and even worse, they are not recognised as human beings. The state, authorities, bosses, and in fact anyone who so pleases, offend them, and hardly anyone does in their defence, no protest action, no setting up of some centre, no calls for changes in legislations, …
Not only are immigrant Afghans denied of any rights in the society, but oppressing and bullying them and even at times murdering them, do not get followed up by the authorities or considered as prosecutable offences. Afghan Refugees and immigrants are forced to work longer hours for less pay and have no right to protest. They are denied any rights to housing, education, trade, marriage, free travel, …. . They are treated worse than slaves in ancient times. This must change. The deportation, suppression and bullying of Afghan immigrant must cease. Existing campaigns, societies, and centres in Iran must stand up in support of our fellow workers and do something. I would like to announce a campaign with such an aim, and hope that many societies and campaigns do form around this issue. I am ready to work with all those who wish to do something against deportations, and in support of Afghan immigrants.
The objectives of the campaign in support and for protection of Afghan immigrants:
1- Preventing and stopping the deportation of Afghan immigrants
2- Residency and work permit for all Afghan immigrants
3- All Afghan immigrants must be officially recognised as citizens of Iran, and all applicants for citizenships must be given official documentations as Iranians
4- Abolishment of all discriminatory legislations in marriage, divorce, housing, trade, … and all Afghan immigrants to be covered by the labour code and social welfare legislations
5- All schools and educational establishments to be duty-bound to enrol pupils from Afghan families
6- Any oppression, bullying or any form of offence against them must be made banned
I call upon all personalities, institutions and political parties to cooperate with this campaign, and please contact me.
Borhan Divargar
10 November 2006
borhandivargar2006@yahoo.com
Tel: 00905438682904
http://www.kefghan.blogfa.com
با عرض سلام خدمت تمام انسانهای بشر دوست ( از طرف جمع کارگران افغان منطقه شرق تهران)
بر گرفته از وبلاگ سلام انسان
همان طوریکه به همه معلوم هست، راجع به تصمیم گیری جمهوری اسلامی در قبال مهاجرین افغان که در ایران زندگی میکنند، و گفته است که باید اینها اخراج شوند و به کشوریشان بر گردن، از روز یکشنبه رسمآ آغاز شده است.
سوال اینجاست، این سردمداران جمهوری اسلامی ایران که این طرح را دادن آیا فکر کردن که چه کار میکند؟
آیا این مردم اگر به کشورشان بر گردن در اونجا چی زماند وجود دارد که ما بتوانیم زندگی کنیم؟ آیا زماندی وجود دارد؟ که ما در اونجا امنیتی جانی داشته باشیم؟ آیا دولت جمهوری اسلامی فکر کرده که ما در اینجا اگر ماندیم فقط به خاطر زنده ماندن ماندیم، نه به خاطر زندکی کردن؟
شرایط ایران طوری هست که هر مهاجر در ایران به سخت ترین شرایط زندگی میکند. که فقط اسمش زندگی کردن هست .
ما از تمام مردم ایران تقاضا داریم اگر شده برای چند لحظه خود شان را به جای مهاجرین قرار بدن. آیا امکان دارد که در یک همچون شرایطی زندگی کنند؟ و اگرشرایط مساعد زندگی در کشورتان وجود داشته باشد، آیا خودتان حاضر هستین که در کشوری دیگری زندگی کنید؟
در کشوری که هیچگونه حقوقی انسانی برایتان قایل نباشد؟
و بگوید افغانی بودن خودش جرم هست. یا به هر اسم دیگری فرقی نمیکند. منظورم از کشور هست. نه اسم انسان. و اونهم به لهن تحقیر آمیز و همیشه توهین شوید؟ مهاجری که همیشه خودش کار میکند و هیج وقت توقع کمک از دولت نکرده و همیشه به صورت فعال و نیروی کار. کار کردن. از حفر چاه های فاضلاب گرفته تا چاهای ساختمانی و کارهای دیگر. که سخترین کار هست.
و کارگر شهرداری که مقیم افغانیستان باشد همیشه جایش بری خیابان هست. اگر باور نمیکنید برین بعد از ده شب سر بزنید. از نزدیگ ببیبنید . کارگران شهرداری را که چه میکند. حتی هر شب بری خیابان میخوابند.
من در منطقه پاکدشت آشنا دارم . حتی خانواده ها به صورت دست جمعی یعنی زن و مرد سر کوره خشت کار میکند . آیا بنظر شما ما بار دوش جامعه بودیم؟
حتی بچه های ما به صورت آزاد درس میخواند. اگر در مدرسه دولتی هم درس میخواند به بهانه گوناگون از ایشان پول دریافت میکند. یعنی ورودی مدرسه ابتدا با ید هر نفر 45000 هزار تومان پرداخت کند. از آن به بالا بر مبنای درجه کلاس باید پول پرداخت کرد.
البته دولت ایران برای مهاجرین یک امتیاز داده است . اون هم این هست هر کسی اگر در مدرسه آخوندی یا علمیه درس بیخواند. از اونها نه تنها پول نمیگیرد بلکی پول به صورت شهریه یعنی پاداش پرداخت میکند. خرج خواب گاه یش را میدهد و خرج خانه اش را میدهد. با صد تا امتیاز دیگر به قول خودشان مال امام . وردی درس اخوندی 100000 هزار تومان هست که دولت میدهد برای هر طلبه اش. این را در هر ماه میدهد. شما حساب کنید که چقدر طولاب در این کشور درس مخواند از هر کشور؟ و این پول بر مبنای درس اش تعین میشود. هر قدر درس بالا باشد به همان اندازه پول پرداخت میشود. این را شما ه در نظر داشته باشید . اما با بچه 6 یا 7 سال ما چی برخورد میکند؟ میگوید اگر شما کارت دارید میتونید درس بخوانید با پرداخت 45000 هزار تومان. اگر ندارید شما حقی درس خواندن را ندارید .
حتی دوستان مرا در اول مدرسه به خاطر کارت نداشتن از مدرسه برون انداختن. آیا این را شما چی مینامید؟
ما این را جزو "انسان دوستی" جمهوری اسلامی مینامیم. و اگر همین بچه در حوزه علمیه بخواد درس بخواند. یا اگر بچه آخوندی باشد . نه تنها کارت مطرح نیست، بلکه تازه کارت هم میدهد.
آیا گناه بچه چیست؟ آیا باید رفت نوکر شد؟ یا از درس ماند . آیا اینها میفهمند که زندگی چیست؟ آیا ملیت را مشناسد؟ ایا تفاوت طبقاتی را میشناسد؟ ایا اینها خونش کمرنگتر از دیگران هست؟
و هم چنین از دانشجویان عزیز و کارگران محترم و آنهایی که معنی زندگی را میفهمد و انسانهای بشر دوست
و از مجامع بین المللی و از اتحادیه های کارگری تقاصای همکاری داریم. یعنی با ما هم دردی خود را اعلان کنند.
که این رژیم ضد انسانی در این شرایط سخت مهاجرین را برون نکنند.
رژیمی که در اوایل انقلاب به قول رهبر شان که گفته بود اسلام مرز ندارد . و چونکی مردمی افغانستان
در اون زمان بیش از حد مذهبی بود. آمدن در ایران که البته شرایط جغرافیا هم یکی از دلایل اش بود .ما
مردم از این دولت یک چیز را توقع داریم . حداقل اون حرف رهبرش را پس بگیرد. بگوید ما از اونها سوا هستیم. ما به خاطر منافع خود دست به هر کار میزنیم. و این گفتگوی تمدونها ها است!
ما اینرا از دولت سوال دارم. آیا گفتگوی تمدون های شما این هست که باید ظلم کرد؟ بر طیف کارگر و مهاجر که همیشه در قلب جامعه به صورت فعال کار کردن؟ آیا آنها باید بمیرند؟
17/11/2006
از طرف جمع کارگران افغان منطقه شرق تهران
شورا: دور جدید طرح و اجرای اخراج کارگران افغانی از کی شروع شده و اجرای آن به چه نحوی است؟
نجیب: این طرح به عنوان یک طرح ضربتی از ششم آبان ماه و با اعلام آن از تلویزیون شروع شده است. از ششم آبان ماه به این طرف ماموران اداره کار با همراهی نیروهای انتظامی ساختمان به ساختمان میگردند و آنهایی را که دستگیر میکنند روانه مرز کرده و صاحبکاران را نیز جریمه میکنند. البته این چیز جدیدی نیست و هر سال تقریبا تکرار شده است، منتها اینبار جدیتر است، همانطور که خود دولت اعلام کرده تا آخر آذر ماه قرار است تمام کارگران افغان را از ایران اخراج کنند. رفتار آنها با کارگران خیلی غیر انسانی است، نیروهای انتظامی با شدیدترین وجه ممکن با ما برخورد میکنند، توهین میکنند، کتک میزنند، گاها برخی از آنان ... ما را بر میدارند، بعد هم ما را راهی اردوگاه میکنند، در اردوگاه نیز رفتار بسیار توهین آمیز و بدی با ما دارند، حتی اجازه دستشویی رفتن نمیدهند، گرسنگی یکی دیگر از مسائلی است که در اردوگاه با آن مواجهیم.
ادامه مطلب