تبليغاتX
.

 

کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن ایران

 

گزارش های از اردوگاه عسکر آباد و ورامین

گزارشها از اردو گاه عسگر آباد ورامین حاکی از شرایط بسیار وحشتناک آن دارد.نثا احمد یکی از مهاجرین افغانی که در پاکدشت (مامازند) دستگیر شده بود از نحوه برخورد از هنگام دستگیری تا لحظه آزادی چنین می گوید:

   ظهر بود.ساعت حدودا 3 بعد از ظهر روز سه شنبه18/02/1386 مرا از محل کار دستگیر کردند.چند روز قبل پاسپورت خود را جهت تمدید به اداره گذر نامه واقع در چهار راه قهوه خانه ِ یافت آباد تهران داده بودم.

   آن روز با این که مدرکی در دست نداشتم اما به مامورین کاغذی را که اداره گذر نامه به من داده بود را نشان دادم. آنها بلا  فاصله می خواستند که آن کاغذ را پاره کنند که من سریع کاغذ را از آنها گرفتم.من و چند تن از مهاجرین را به

   اداره آگاهی 11 پاکدشت منتقل کردند.در آنجا ما را مجبور کردند که  بیشتر از 10 مرتبه کل کلانتری را تمیز کنیم.هر مرتبه اگر در گوشه ای ذره ای گرد و خاک مشاهده می شد من و بقیه را به باد کتک می گرفتند.پس از آن ما را به 

   بازداشتگاه  بردند. حتی یک قطره اب هم نمی دادند. یکی از مامورین این آگاهی به اسم اصغری تا می توانست به  هر بهانه ای ما را با مشت و لگد پذیرائی می کرد. یکی از هم سلو لی هایم که جوانی حدودا 20 ساله بود داد زد که

   آقای اصغری تو را به خدا یک لقمه نان به ما بده.از صبح تا حالا که اینجا هستیم لا اقل سیرمان کنید.در همین حال آن مامور وارد شد و با عصبانیت داد زد کدام کره خری بود که عر عر می کرد؟ جوان گفت من بودم گرسنه ام .از صبح

تا حالا چیزی نخورده ام .آن مامور گفت بسیار خوب بیا بیرون تا سیرت کنم. جوان با خوشحالی رفت اما نا گهان با سیلی های اصغری مواجه شد .او را چنان با سیلی و مشت میزد که من گریه ام گرفت.

.بعد از یک کتک کاری جانانه اورا با فحاشی که اکثرا فوحش ناموسی بود به داخل بازداشتگاه انداخت.روز چهار شنبه ساعت چهار صبح ما را بیدار کردند و گفتند آماده حرکت به سوی

     اردوگاه باشید که ساعت شش ما را حرکت دادند.در اردوگاه عسگر آباد ورامین بیش از هزاران نفررا داخل یک سالن جای دادند.یکی از مامورین آنجا که قد کوتاه داشت و یک پیراهن سفید به تن داشت با یک کابل چهار لایه تمامی

     افراد را تا می توانست کتک میزد .بیچا ره ها از بس با کابل کتک خورده بودند بی حال افتاده بودند.در تمامی آن اردو گاه فقط یک باجه تلفن موجود است که آن هم نیمه  خراب است و صفی که برای زنگ زدن تشکیل شده بود بیش از

     صد متر بود.به سختی می شد تا تماس گرفت.

     بسیار مردم در آنجا مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. روز چهار شنبه نا گهان دو جنازه از بین مردم بیرون کشیده شد .معلوم نبود که آنها کی مرده بودند .دست و پاهایشان خشک شده بود.آن دو را روی سکویی که در حیاط اردو گاه

    است به مدت دوساعت گذاستند تا همگی ببینند بعداً هم آندو را از اردوگاه بیرون بردند .معلوم نشد که خاکشان کردند یا به عنوان ارمغان تحویل دولت افغانستان دادند.روز چهار شنبه را با این مسائل گذراندیم و من با آنکه آن کاغذ نشان

     دادم اما باز هم با کتک و فحاشی مواجه شدم.روز پنج شنبه مورخ 20/02/1386 یکی از مامورین اعلام کرد که هر که مدرک دارد بیاید جلو تا مدارکش بررسی شود در این ما بین یکی از مهاجران افغان به او مراجعه کرد و گفت که

     من  چندین روز است که با کارت شناسائی  اینجا هستم اما هنوز مرا آزاد نکردید . تا این را گفت آن مامور با لگد به پهلویش زد و گفت گم شوافغانی (کس کش) .در همین حال که ضربه زده شد آن مرد از بالای پله ها به سوی پایین

    غلط خورد وتا پائین رسید خون از دماغ و گوشهایش بیرون آمد , دو تا تکان شدید خورد و بر اثر ضربه وارد جان خود را از دست داد.

این گزارش عینا از داخل اردوگاه عسکر آباد  و ورامین تهیه شده است.و بدون هیچ تغییری جهت اطلاع عموم منتشر شده است

برهان دیوارگر

Borhandivargar2006@yahoo.com

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
اعتراض گروهی از فعالان ایرانی به اخراج افغان ها

گروهی از فعالان غیردولتی در ایران در واکنش به اجرای برنامه اخراج دسته جمعی پناهجویان غیرقانونی افغان از ایران توسط دولت، طی نامه ای سرگشاده علیه این اقدام استدلال کرده اند.

برای خواندن نامه بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2007/05/070508_si-afghans-protest.shtml

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن ایران

 

خانم سلما اکبری همسر آقای احسان اکبری مدیر یکی از مدارس خودگردان افغانستانی در فرحزاد در مورد مشکلات اخیر چنین می گوید:

در مدتی که در ایران هستم در مدارس خود گردان به عنوان معلم مشغول به کار بودم تا اینکه مدیریت یک مدرسه به ظرفیت 850

دانش آموز به من واگذار شد.این مدرسه در فرحزاد می باشد.مدتی از ما خواسته شده بود که مدرسه را ببندیم,اما ما این کار را نکردیم.تمامی

دانش آموزان این مدرسه دارای مدرک هستند.در تاریخ 1386/02/08 از وزارت اتباع خارجه ما را احضار کردند.در آنجا از من مدرک

شناسائی خواستند .وقتی مدارک را دادم آنها به مدت 2 ساعت مرا سرگردان کردند و پس از آن بدون جواب مارا رها کردند.

 

در اتاق 7 به ما گفتند که مدارکتان باطل شده است.علت را جویا شدیم اما جوابی ندادند.به وزارت کشور مراجعه کردیم اما آنها اظهار بی اطلاعی

کردندو ما را به دفتر اتباع خارجه ارجاع دادند.در آنجا به ما اجازه ورود به دفتر مدیر را ندادند.و دفتر دار علت باطل شدن مدارک را چنین بیان

کرد:

((  چون ما فبلا به شما اخطار کردیم که مدرسه را ببندید و شما نبستید,مدارک شما باطل شده است))

لازم به یاد آوری است که

در روز 5شنبه هفته گذشته مدارک شوهر این خانم هم به زور گرفته شده است.

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن ایران

 

مقامات نیروی انتظامی در مرزترکیه با ایران 3 جوان را که 2 تن از آنها افغان بودند به همراه یک جوان پاکستانی به اسم غلام سرور را به مافیای قاجاق انسان به قیمت 9000 یورو فروخته اند که قاچاق چیان از دو جوان افغان خواستند تا با تماسی تلفنی  هرکدام مبلغ 9000 یورو را تهیه کنند که آن دو گفته اند که ما کسی را نداریم که چنین پولی را برایمان ارسال کند. قاچاق چیان انسان نیز آن دو را جلوی چشمان جوان پاکستانی با گلوله به  قتل رساندند.این جوان پاکستانی می افزاید که پدر وی در یونان است و او از طریق پدرش این مبلغ را به آنان داده است. مافیای قاچاق انسان این جوان پاکستانی را پس از تحویل گرفتن پول به نیروی مرزبانی دولت ایران تحویل دادند و آنان نیز وی را به عنوان یک افغان تحویل  سفارت دولت اسلامی افغانستان داده اند.این در حالی است که دولت افغانستان در این مورد هیچ گونه اقدامی نکرده است.او می افزاید که در طول اسارت دستهایش را با طناب محکم بسته اند و کف  پایش را نیز سوزانده اند تا مبادا فرار نکند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

گزارشی را که در زیر میخوانید را از طرف یکی از فعالین کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن در ایران برایمان فرستاده است که عینا در زیر می آید.

 

17-02-1386

در اسلام شهر تهران در یک اقدام نا جوانمردانه و غیر انسانی ودور از شعورانسانی تجاوز به حریم خصوصی و منزل یک تبعه افغان صورت گرفت که این خانواده در نامه

ای به پاسگاه مربوطه چنین اظهار داشته اند:

با سلام خدمت ریاست محترم پاسگاه قاسم آباد

امروز یک شنبه1386/02/16 صبح ساعت 8 الی 8:30 صبح پنج سرباز به همراه دونفر کت پوش  که به نظر میرسید سر گروهشان باشند به در منزلمان اینجانب

خانم صغری محمدی همسر آقای رسول محمدی مراجعه کردند و ما چون خواب بودیم صدای در را نشنیدیم و به همین خاطر در را باز نکردیم ولی آنها با اینکه ما خواب بودیم

وارد منزل شدند و پتو را از روی من و همسرم کشیدند .به سرعت چادر را به سر کشیدم و همسرم هم  که فقط یک رکابی و یک شلوار کردی به تن داشت پیراهن خود را

پوشید . بسیار ترسیده بودیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |
برهان ديوارگر

مهاجرين افغاني در ايران سالهاست با بدترين شيوهاي غير انساني از طرف دولت و کارفرمايان استثمار ميشوند و  حرمت انساني آنها لگد مال ميشود.  اين مهاجرين همسرنوشتان ما هستند. مهاجريني که ناخواسته و بر خلاف ميل باطني خود  آلت دست سياستهاي حاکمان خود شده و  براي فرار از جنگ و کشتار به ايران پناه آورده اند  و در ايران هم گرفتار دولتي فاشيست ، نژاد پرست و ضد انساني گرديده اند .  کسي نيست به داد اين قشر زحمتکش برسد، و دفاعي نمايد.  هر روزه شاهد کشته شدن چند  کارگر افغاني در محل کار هستيم.  ولي کسي اهميت نميدهد که چرا کشته شدند  چون  داراي هيچ گونه حق و حقوقي نميباشند.  در کشور ايران که صداي مهرپروري و عدالت خواهي حاکمانش  گوش همه را کر کرده است وضعيت مهاجرين افغاني تکان دهنده و به يک تراژدي  تبديل شده است. از سال گذشته که روند اخراج مهاجرين افغاني شدت پيدا کرده است،  نيروي انتظامي با همکاري شهرداري، وزارت کار و وزارت کشور يورش وسيع و سازمانيافته اي را بر عليه اين انسانهاي  زحمتکش شروع کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

بی بی سی : منابع دولتی در هرات تایید می کنند که یک کارگر مهاجر افغان که بعد از ضرب و شتم توسط پلیس ایران' از این کشور اخراج شده بود، در بیمارستان درگذشت.
به گفته این منابع، سه مهاجر اخراجی دیگر نیز، در جریان آنچه ضرب و شتم توسط پلیس خوانده شده، زخمی شده اند و هم اکنون در بیمارستان مرکزی هرات بستری هستند.
شمس الدین حامد رییس اداره مهاجرین ولایت هرات با تایید خبر ضرب و شتم چهار کارگر مهاجر افغان توسط پلیس ایران، که به کشته شدن یک تن از این کارگران انجامیده، این اقدام را محکوم کرد.
او گفت مقامات محلی در هرات، به زودی این مساله را بررسی خواهند کرد.
آقای حامد گفت سزاوار نیست کشوری که خود را دوست و برادر مردم افغانستان می نامد، با مهاجرین افغان، چنین رفتاری کند.
دولت ایران روز گذشته اعلام کرد که در ده روز نخست طرح اخراج مهاجرین "غیرمجاز"، پنجاه هزار افغان را از این کشور اخراج کرده است.
مصطفی پور محمدی وزیر داخله (کشور) ایران، گفته بود ماموران پلیس این کشور سعی دارند با کسانی که اخراج می شوند، "به شکلی مناسب رفتار کنند".

'پرتاب از ساختمان'

دکتر برکت الله محمدی مسئول بخش عاجل (اورژانس) بیمارستان هرات به بی بی سی گفت سه کارگر مجروح اخراج شده از ایران، می گویند که توسط ماموران پلیس آن کشور ضرب و شتم شده و سپس از ساختمان پایین انداخته شده اند.
آقای محمدی افزود: این کارگران ابتدا به یک بیمارستان در داخل ایران منتقل شدند ولی گویا به دلیل نداشتن پول، در آن بیمارستان پذیرفته نشدند.
یکی از کارگران زخمی این حادثه به بی بی سی گقت: "ما در ایران کار می کردیم. یک روز ساعت هفت صبح ماموران پلیس وارد محل کار ما شدند و از ما خواستند سریع حرکت کنیم و با آنها برویم تا ما را به افغانستان رد مرز کنند. ما شروع به التماس کردیم و از آنها خواستیم تا به ما مهلت بدهند که حقوق خود را از صاحبکار بگیریم، اما هنوز حرف مان تمام نشده بود که توسط آنان به زور از ساختمان به پایین انداخته شدیم و وقتی به هوش آمدیم خود را در شفاخانه (بیمارستان) هرات یافتیم".
شمس الدین حامد رییس اداره مهاجرین هرات دولت ایران خواست عاملان این حادثه را هر چه زودتر دستگیر و مجازات کند.
دولت ایران و نمایندگی های این کشور در کابل و هرات، تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده اند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
 

 

 

بی بی سی: ده ها نفر در اعتراض به 'اخراج اجباری' پناهجویان افغان از ایران، در برابر وزارت خارجه افغانستان و سفارت ایران در کابل اجتماع کردند.تظاهرکنندگان از وزارت خارجه افغانستان انتقاد کردند که در زمینه جلوگیری از "اخراج اجباری" این پناهجویان، اقدامات پیشگیرانه انجام نداده است.این تظاهرات پس از آن صورت گرفت که کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهجویان اعلام کرد ایران بیست هزار پناهجوی "غیرقانونی" افغان را از خاک این کشور اخراج کرده است.ایران در گذشته بارها هشدار داده بود که پناهجویان غیرقانونی افغان را از این کشور اخراج می کند. به گفته مقامات ایران،


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

برای دیدن گزارش بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2007/05/070502_he-afghan-refugees.shtml

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 

در منطقه شهريار يكي از توابع استان تهران در هفته گذشه مامورين انتظامي در برخوردي نا عادلانه و ناجوانمردانه دو تبعه افغان را كه همراه خانواده خود از بلوار وليعصر مي گذشتند را دستگير كرده و همسر و فرزندان آن دورا به حال خود رها كردند و آن دو را روانه اردوگاه نمودند.مامورين در برخوردي تند ,از خانواده اين دو تن خواستند كه سريعاً خود را معرفي كنند تا همراه مرد خانواده ,آنان نيز رد مرز گردند.اين در حالي است  که به علت تبلیغاتی که دولت ایران به وسیله روزنامه ها و صدا و سیما برعلیه افغانها راه انداخته است باعث گردیه که  كه برخورد هاي مردم عادی  در مناسبات روز مره نيز با افغانهاي مقيم بسيار تند و بد شده است .افغانهاي اخراج شده نيز مدعي هستند كه ما مورين با انها برخورد بسيار بد و ناروا داشته اند و با آنان در اردوگاه ها مانند برده و ياغي رفتار مي كنند كه خود من هم در يك دوره دستگيري شاهد اين امر بودم.آنان مي افزايند كه در طول 24 ساعت بازداشت فقط يك عدد كنسرو لوبيا آن هم تاريخ گذشته و فاسد به آنان داده شده و پولش را نيز دو برابر گرفته اند .من از دولت ايران اين سوال را دارم كه اگر افغانها نبودند آيا ايران در طول بيست سال ميتنوانست خرابيهاي جنگ هشت ساله خود را اين چنين آباد كند؟ جنگي كه تماماً خرابي و ويراني به جاي گذاشت.كجا شد اين همه دموكراسي كه لحظه به لحظه از آن دم ميزنند؟اگر در آمريكا دولت يك ايراني را اين چنين اخراج كند صداي دولت گوش جهان را پاره مي كند كه آمريكا قوانين دموكراسي را رعايت نمي كند امٌا ايران كه دم از آزادي ِ بيان و دموكراسي مي زند چرا حتي يك لحظه به فكر نيست  که افغانها  هم مانند دیگر شهروندان ایرانی دارای حق و حقوقی میباشند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

پاكدشت نام يكي از توابع استان تهران مي باشد كه بسياري از افغانهاي مهاجر بيش از بيست سال است كه در اين شهر اقامت دارند.به دليل جمعيت زياد مهاجرين در اين شهر ,مهاجران خانه اي را اجاره كرده اند واز آن به عنوان مسجد استفاده مي كنند .روز جمعه مورخ 1386/01/31 يك خانم بعداز نماز جمعه به اين مسجد مراجعه كرده و با گريه از كساني كه در آنجا حضور داشته اند خواهش كرده است تا به او كمك كنند تا به افغانستان باز گردد.ماجرا از اين قرار بوده است كه شوهر اين خانم داراي مدرك شناسايي نبوده و او رابلا فاصله پس از دستگيري روانه اردوگاه كرده اند و از آن پس وي را رد مرز نموده اند . اكنون اين زن ِ تنها در ايران هيچ كسي را ندارد تا به او كمك كند كه او را نيز رد مرز نمايند تا از اين وضعيت خلاص گردد. اين است حكومت عدل ايران ,اين است حكومت صلح ايران.در رسانه هاي گروهي اعلام مي كنندكه دولت ما مهمان پذير است اما نمي گويند اين مهماني كه در ايران است صد برابربيش تر از صاحب خانه براي دولت و ملت زحمت كشيده و تلاش كرده است.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

دولت ايران از هر راهي كه شده به افغانها فشار مي آورد , حتي كساني را هم كه مدرك دارند نمي گذارد كه كار كنند.

به تما مي اقشار جامعه افغاني فشار مي آورد.ميدان هايي كه كارگران جهت تجمع براي جستجوي كار در آن جمع مي گشتند را

پاك سازي كرده اند .از كار گاه هاي ساختماني وديگر مكانهايي كه انتظار مي رود كارگر افغاني در آن باشدسركشي مي كنند و اگر

كارگري مشاهده شد آن را باز داشت كرده و با لباس كار روانه اردوگاه مي كنند.ورودي هاي متروي تهران را اشغال كرده اند تا مبادا

يك افغاني از دستشان خطا برود.پولها ي بسياري از افغانها را بالا كشيده اندواز هر فرصتي براي فشار آوردن به افغانها استفاده مي كنند.در

ميدان مولوي بسياري از افغانها را كه براي خريد آمده بودند( بدون اهميت دادن به اينكه فرد مورد نظر مدرك دارد يا نه) دستگير كرده اندو آنان را به اردوگاه گل تپه فرستادند.در بين راه به بهانه هاي واهي از افغانها پول ميگيرند و این نوعي زور گيري است.دولت ايران

به تعهداتش پايبند نيست.روز به روز افغانها در ايران بي ارزش تر ميشوند .خواهش من و ديگر دوستان از شما اين است كه با

كمك ديگر نهادهاي مربوطه به دولت ايران فشار بياوريد تا اين همه به افغانها ظلم نكنند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 

امروز در مترو كرج(حوالي مترو, نه داخل) نيروي انتظامي اقدام به بازداشت افغانهاي بي مدرك مينمود .همچنين در شهريار و وحيديه ِ شهريار و اسلام شهر نيز تعدادي از افغانهاي مقيم دستگير و روانه اردو گاه ها گرديدند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
 باتوجه به اتفاقات و حوادث اخير در برخي از ولايات افغانستان , حمله هاي انتحاري و تشديد شدن تعداد نيروهاي بين المللي براي آغاز جنگي بزرگ در افغانستان ,از شما مي خواهم كه حرف دل تمامي مهاجرين افغان را كه در ايران ساكن هستند به گوش سازمان ملل و ديگر سازمانهاي وابسته برسانيد . بسياري از افغانهائي كه از ايران اخراج شده بودند به ناچار مجبور به بازگشت شدند . زيرا به گفته آنان در افغانستان نه امنيتي و نه كارو درآمدي وجود دارد. از اين رودولت ايران اعلام كرده است كه به سرپرست خانواده هايي كه داوطلبانه باز گردند, پروانه كار مي دهد در صورتي كه اين چنين نيست . اين حرفها فقط جهت تبليغاتي دارد و مي خواهند كه از هر راهي كه شده به افغانها فشار بياورند تا از اين راه هم به جامعه بين المللي بگويند كه دولت به فكر مهاجرين است و هم بتوانند از افغانها مالياتي سنگين بگيرند. به گفته خود شمادولت بابت هر مهاجر مبلغي را دريافت مي كند , در حالي كه نه تنها اين مبلغ به دست ما نمي رسد بلكه از ما هر سال مبالغي را هم مي گيرند. بسيار به ما بي احترامي مي كنند.همچنين در اردو گاه سليمان خواني واقع در تهران-بزرگ راه فتح-سه راه ارج-برخورد نامناسبي با افغانها دارند.بسيار تلاش كردم تا عكس بگيرم اما ما مورين اطلاعاتي در لباس شخصي بسيار بودند و من هم صلاح را در آن ديدم كه عكس نگيرم.در پاكدشت , ورامين, قرچك , رباط كريم , شهر ري و بسياري از شهرهاي استان تهران دستگيري افغانها به صورت گسترده آغاز شده و از اين رو دولت فقط به فكر آزار مهاجرين مي باشد تا در فرصتي مناسب به بهانه هايي از ما ملت هميشه در ظلم مالياتي را بگيرد.... خواهش مي كنيم كه به دولت ايران فشار بياوريد تا يا ما را هم جزء آمارحساب كند يا به مقصد ديگر كشوري ما را اخراج نمايند و حق و حقوق ما را بدهند.
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 

 

اخراج افغانها با جدیت بیشتری پیگیری میشود.

 

مصطفی پور محمدی، وزیر کشور ایران از آغاز طرح اخراج یک میلیون افغان غیر مجاز در ایران خبر داده که از اردیبهشت امسال آغاز می شود

آقای پورمحمدی در گفتگویی با خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) به افغان های غیر مجاز ساکن ایران توصیه کرده در صورتی که قصد جابجایی اموال خود و تبدیل آن به پول نقد و تسویه حساب با کارفرمایان دارند هر چه زودتر اقدام کنند .اين توصيه هنوزاز طريق رسانه ها به گوش افغانها نرسيده و دولت درست در دقيقه 90 ياد آور مي شود كه افغانها اموالي هم دارند .در اين صورت افغانها مجبور مي گردند كه اموالشان را به قيمت بسيار پائين به فروش برسانند و اين خود نوعي زيان رساندن به مهاجرين مي گردد.

برنامه های خروج داوطلبانه و اجباری افغانی ها از سوی ایران موفقیت آمیز نبوده اما وزیر کشور ایران تاکید کرده که خروج اتباع غیر مجاز افغان از تکالیف قانونی وزارت کشور است و در سال جاری در این زمینه جدی تر اقدام خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |


 

پيگيری اخراج افغانى‌ها از ايران از اوايل سال آينده

 

فرمانده‌ی نيروی انتظامی اسماعيل احمدي‌مقدم در تازه‌ترين اظهارات خود بار ديگر به مسئله‌ی اخراج خارجيانی اشاره كرد كه بدون مجوز در ايران سكونت دارند. او مي‌گويد ,در حال حاضر با توجه به سرمای بسيار سخت و طاقت‌فرسای افغانستان و همچنين وجود مشكلات معيشتی برای آنان تا حدودی طرد افاغنه از كشور با كندی پيش مي‌رود، اما اميدواريم در ارديبهشت اين امر با سرعت بيشتری صورت پذيرد‌., احمدي‌مقدم مي‌افزايد ,يكی از اقداماتی كه برای جلوگيری از ورود اتباع بيگانه به كشور انجام داده‌ايم، ديوار و كانال‌كشی مرزهای شرقی كشور است كه تا‌كنون ۳۰۰ كيلومتر از اين طرح را انجام داده‌ايم و انتظار مي‌رود تا پايان سال اين امر به پايان برسد.,


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

مصاحبه با یک کارگر مهاجر افغانستانی ساکن تهران

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

ما یک شناسنامه داریم!

 

دوستان "جمع کارگران مقیم شرق تهران"  نامه ای فرستاده اند که بسیار موثر و  تکاندهنده است. من فقط سعی کردم مثل همیشه حداقل اصلاحات املایی و نگارشی انجام دهم که خواندن آن راحت باشد. اما اصل متن را که بخوانید فضای این اعتراض انسان به دنیای نابرابر ما را بیشتر حس خواهید کرد.  

چی باید کرد،  آیا راهی وجود دارد ؟

 

گزارشی در باره اوضاع مهاجرین (افغانستانی الاصل) در ایران .

 

چند مدتی است که جمهوری اسلامی کارد (کارت شناسایی؟) دادن را آغاز کرده  است.

کارد برای اونهایی میدهد که اثر انگشت داشته باشد. و سر برگ انگشت نگاری را که در تارخ 1374 صادر کرده بود  و اون برگه را باید داشته باشد. و بعد از آن دو تا کارد صادر کرده است. اولیش به اسم کارد سبز بود و دوم ایش به اسمی کارد صورتی است که  تا حالا در دست مردم است.

این کارد تا تارخ1386/6/1 وقت داشت. که تا حالا مردم بدون تکلیف مانده اند. البته این کارد را که برای مردم میدهند همین کارد صورتی هست. و جمهورن اسلامی برمبنای هرپرونده که کارد صادر کند 170000  تومان دریافت میکند. و مهاجرین باید این پول را به حساب شهرداری پرداخت کند.

سوال اینجاست آیا به نظرشما کارد که هیح گونه وقت نداشته باشد،  به نظرشما به عنوان یک انسان، این کارد ارزش دارد؟ آیا شما اینرا  چی مینامید ؟  ما این را از شما سوال داریم. آیا کشوری را مشناسید که این چینین کارد برای مهاجرین خود صادر کند؟ کاردی که هیچ گونه موقعیت اجتماعی نداشته باشد . منظورم این است که با این کارد شما نمیتوانید هیچ گونه امتیازی اجتماعی داشته باشید. به زبان ساده شما نمیتوانید حتی یک چک را نقد کنید. (چکی)که کار مکنید صاحب کارتون بابت  کاریتون میدن. شما این را نمیتوانید از بانک در یافت کنید.  این بود از ارزش کارد.

حالا از شرایط  دریافت کردن کارد صحبت کنم.  کاردی که هیچ گونه ارزش نداشته باشد. شما نگاه کنید که جمهوری اسلامی چی میکند.

زمانیکه در اردوگاه میرین در اونجا به شما هیج وقت به صورت یک انسان برخورد نمیشه. در صورتی که این قوانین را خودیشان گزاشتن برای مردم.  و در اردوگاه من خودم چند بار رفتم از نزدیگ نگاه کردم.  در آنجا حتی یک تابلوی راهنمای هم نمیبیند. و مردم به صورت سرگردان در آنجاه میچرخند. به جز چند تا آدرس شعبه شهرداری دیگر جیزی نیست. و مردم توی همین هوای سرد در همان جا الاف هستند. زن و بچه همه در آنجا میچرخند. حتی مردم درهمین هوای سرد تعدادی زیادی در اونجا شب را میسپارند. برای آنکه (نوبت) صف اش را ازدست ندهد. یعنی بر خیابان میخوابند. فردا که فرامیرسد کارمندان جمهوری اسلامی با باتوم دونبال این مردم راه می افتند. برای آنکه شما اینجا شلوغ کردین. کسی هست که این را سوال کند: آیا این شلوغی را شما را انداختین یا کسی دگر؟ ما این را از جمهوری اسلامی سوال داریم . بجای آنکه کار مردم را راه بیندازید، آیا باید اونها را کتک زد؟ برای چی؟ برای اینکه احترام به قوانین جمهوری اسلامی گذاشته است؟

در اردوگاه سلیمانخانی زمانیکه وارید مشیم، مسلما به یک زندان میماند. بالای چند نفر کارمند ندارد. با یک سری پلیس برای سرکوب. فقط برای مشغول کردن مردم هست . نه برای کار راه انداختن مردم. ومردم که  این پول را پرداخت میکنند در اولین قدم مهری باطل را روی اش میکوبد.  ما این را دزدی شخصیتی مینامیم. یا به زبان دیگردزدی دولتی که به اسم مالیات شهرداری مینامند. مالیاتی  که هیچ گونه حق و حقوقی اجتماعی برایش (برای پرداخت کننده اش) در بر نگیرد . آیا شما این را چی منامید؟ آیا شما این را با یک نفر که به خاطر شکمش دزدی میکند،  از عاقبت خودش خبر ندارد، دست به این کار میزند، آخر روزگارش توی زندان هست. آیا تفاوت این (دو) چیست؟

امید وارم این را خود تان جواب بدین. ما این را برای این نوشتیم که  بعضی ها میگوید شما مالیات نمیدید و شما مفت میخورید. در اینجا زندگی میکنید و از امکانات استفاده میکنید. البته امکاناتی که در محیط کار هست. ما که امکانات  ندیدیم.  امید وارم  که اونهایی این حرف را میزنند این را درک کنند.

 البته ما ازین دولت هیچ گونه توقعی نداریم . به خاطر(این) که این دولت در مقابل ملت خودش مدیون هست. و در پرونده خودش سنگسار را دارد. اعدام را دارد. دست قطع کردن را دارد . و اعدام بچه 16 ساله را دارد. و سرکوب کردن کارگران خاتون آباد و شرکت واحد را دارد.  و هزاران  پرونده دگر.

و به امید یک دنیای بهتر،

و به امید روزی که هیج انسان به خاطر شناسنامه نداشتن اززندگی محروم نشود. و زندگی کردن حق هر انسان باشد.

البته ما یک  شناسنامه داریم که به اون افتخار میکنم. آن شناسنامه کار ماست که به عنوان یک عنصرفعال در جامعه سهم داریم.

در پایان این صحبتها از مردم یک سوال داریم . امید وارم که جواب بدین. آیا به نظر شما تفاوت بین اعدام صدام حسین با (قتل)  اون گروگان ژاپنی که به وسیله اسلامگرایان تندرو سربریده شد، در عراق چی بود؟

جالب اینجاست که برای هر دوتایش قرآن خوانده شد. آیا  تفاوت  این تروریست با اون ترورست چیست؟

 

نامه از طرف جمع کارگران مقیم شرق تهران

با تشکراز وبلاگ سلام بر انسان که این متن را در فرمت ورد برایمان ارسال کرده اند.

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 

مصاحبه کمپین حمایت از مهاجرین افغانی ساکن ایران با یک جوان افغانی در ایران

 

 

 

 

 بسیاری از کودکان افغان مجبور هستند تا در سنین پایین کار کنند و بخشی ازمخارج زندگی را تامین نمایند.زیرا دولت  بخش نامه کرده است که تا افغانها مبالغی را به حساب دولت نریزند از ثبت نام آنها   جلوگیری شود.برای دوره راهنمایی مبلغ چهل تا هفتاد هزار تومان می گیرند.در یکی از مدارس تهران از اولیای دانش آموز خواسته اند که علاوه بر 45 هزار تومان ,مبلغ 35000 تومان جهت کلاس تقویتی و مبلغ 1000000تومان اضافه بپردازند در غیر این صورت فرزند انها را به دلیلی اخراج می کنند.وقتی چنین شرایطی را پیش رومیگذارند که هرکه دارد درس بخواند و هرکه ندارد به سلامت , در این صورت بسیاری از افغانها که کارگر هستند نمی توانند که فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و از آنها برای انجام کارهای افراطی جهت کمک خرجی بهره می برند.من هر روز شاهد کودکانی هستم که با سنین پایین دست فروشی میکنند.آن هم در این هوای بسیار سرد.شاید هر کدام روزی 3000 تومان هم در آمد نداشته باشد اما مجبورهستند که کار کنند تا زنده

بمانند.در بسیاری از کارگاه های تولیدی با دستمزد هفته ای 5000 تومان کار می کنند.آیا در چنین شرایطی کودکان ا فغان را می توان یاری نمود در چنین کشوری که حتی مراکز آموزش خصوصی را که برای افغانها درس می دهند

را تعطیل می کنند.کودکان نیز چون بزرگسالان  از حمایت دولت برخوردار نیستند چون هرچه نباشد آنها افغان هستند دولت به جای اینکه با افغانها مانند دیگر پناه جویان برخورد کند مانند شهروندان درجه سه برخورد می کند به جای اینکه فرزندان را به در س خواندن تشویق نماید و به آنها امکانات درس خواندن دهد شرایط طوری تنظیم می کند که انها از درس و مدرسه فرار کنند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

بیکاری زیرسرافغان هاست؟

 

افغان ستیزی دولت

 

همسو شدن با نئونازی ها

 

مدیرکل اشتغال خارجی ها در وزارت کار و امور اجتماعی، بار دیگر زمزمه ضرورت مقابله به افغان ها را آغاز کرد و این درحالی است که دو ماه پیش و بعنوان یک اخطار امنیتی از کلیه مقامات دولت احمدی نژاد خواسته شد از سمت و سوی افغان ستیزی فاصله بگیرند و مسئله جدیدی علیه امنیت ملی نیآفرینند. خارجی ستیزی که دولت احمدی نژاد آن را با افغان ستیزی و به بهانه اشتغال زائی برای بیکاران ایران شروع کرده، دقیقا همان سیاستی است که نئونازی ها در آلمان و برخی کشورهای همجوار با آن و در ارتباط با خارجی ها- بویژه ترک ها- و درست به همین بهانه، یعنی ایجاد اشتغال برای بیکاران کشور پیش می برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

نامه یک دختر ١٨ ساله


من م س هستم. 18سال سن دارم و درحال حاضردرکلاس اول متوسطه مشغول به تحصیل می باشم. من دوسال ازدرسم عقب مانده ام. به چه علت؟
به علت اینکه یک افغانی هستم.
سال اول که وارد مدرسه شدم تنها هفت سال داشتم. باشور و اشتیاق بدون وصف وارد این مقطع شدم. اما سال دوم مرا ازمدرسه بیرون کردند. مرا از درس خواندن منع کردند. با چشمانی اشکبار علت این بی عدالتی را ازمادر و پدرم می پرسیدم. اما آنها برای من جوابی نداشتند. چون خود آنها نیز این علت راجستجو می کردند.
پس ازدوسال تلاش بی وقفه ی مادرم وارد مدرسه شدم. و حالا هزاران هزارسوال در ذهنم ایجاد شده اند. که عبارتنداز: پس حقوق من به عنوان یک انسان کجاست؟ آیامن حق زیستن راندارم؟ آیا این ظلم ها باید بی جواب باقی بماند؟ آیاشمامی دانید درهرسال چند دختر و پسر افغان این درد ها را باید متحمل می شوند؟ آیا ما باید بازیچه دولت ایران باشیم؟ آیاشما کتابی ازخداوند رامی شناسید که درآن ازدرس خواندن کودکی مسلمان جلوگیری شده باشد؟ آن هم دریک کشور مسلمان.
آیا ما بازیچه اقتصادی دولت ایران هستیم؟ که هروقت پولهای شان تمام شد ازکودکان افغان بهره بگیرند؟ آنها برای مدرسه رفتن ازما پول میخواهند. آنهم دریک مدرسه دولتی که هیچگونه امکاناتی ندارد.
ملت ودولت ایران دراین چند سال اخیربخوبی متوجه شده است. که بچه های افغان جزً فعال ترین دانش آموزان درمدارس بوده وهست. آیا بخاطر اینکه ما با عشق درس می خوانیم و ازبسیاری از دانش آموزان ایرانی فعال تریم باید از ادامه ی تحصیل محروم شویم؟
من متوجه نمی شوم این دیگرچگونه رقابتی است. این رسم جوان مردی است که دولت ایران دم از آن می زند؟ پس حقوق بشردوستانه کجاست؟ این جمله درکدامین نقطه ازایران معنی می دهد؟ آیا این جمله باید همیشه درمکانی نقش خود را ایفا کند که نفعی برای دولت ایران داشته باشد؟ آیا ما نیز جزء این بشرمی باشیم؟ آیا شما فکرنمی کنید؟ چراباید دولت ایران بین کودک افغانی که دردرجه ی اول یک انسان است و بعد یک مسلمان با کودکان دیگر کشورها فرق بگذارند؟ آه خدای من چرا؟ چرا؟ چرا؟

 با تشکر از وبلاگ سلام انسان
+ نوشته شده توسط در و ساعت |